Sunday, June 16, 2013

4

1
نشسته بودم که بیای. ساعت چار. یعنی راستش رو بخوای از ساعت یه ربع به چار اون جا نشسته بودم که بیای، چون من آدمی هستم که همیشه یه ربع زود تر می رسم و نمی دونم چرا. بعد چار که شد تازه گفتی دیر می رسی. بعد چار و نیم شد گفتی خیلی دیر می رسی. بعد شیش که شد تازه رسیدی. اون فلاسک دستت بود و اومدی. لای در اتوبوس مونده بودی، خسته شده بودی. هوا یادته چه سرد بود؟ چرا اون روزا همیشه این جوری بودن؟ بعد من خنگ ورداشته بودم اون تی شرت سورمه ای ه که یقه ش اون جوریه رو پوشیده بودم. بابا همین هفته پیش اون تی شرته پاره شد، پشتش سوراخ شد، یادم باشه قضیه ش رو برات بگم. یادته که لیوان نداشتی برا من؟ برا خودت هم نداشتی چرا؟ مجبور شدیم بریم لیوان بخریم از اون مغازه مسخره تو محوطه پارک. من گفتم بریم دو تا همین جوری ورداریم چون کسی حواس ش نیست ولی تو عین همه این آدمای دور و برم آداب اجتماعی سرت می شد. فکر کنم خیلی گند دماغانه رفتار کردم اون روز. کلاً من چنین آدمی م که اول ش انگار اره تو کون م فرو رفته باشه. بعدش هم که راه میوفتم انگار بخوام اون اره رو بکنم تو کون طرفم.  خلاصه اینکه کلی سرد بودا ولی دمت گرم. خوش گذشت، کل روزای بعدی ش هم خوش گذشت. هر وقتی که تو هستی خوش می گذره.
2
بابا دیر نمی رسیدم که، تو گفتی چار. من هم گفتم خب چار. ولی هنوز سه و نیم بود که تو تکست دادی که رسیدی پارک و توش نشستی، من حتی آهنگی که داشتم اون لحظه گوش می دادم یادمه. من چه می دونستم این قدر زود میای. بعد واقعاً تو اتوبوس بودم دیگه و کاری نمی شد کرد. یعنی یه اتوبوس دیگه هم تازه باید سوار می شدم تا برسم اون جا. یه شوخی کردم باهات سر این دیر رسیدن که طبق معمول نفهمیدی ش و جدی گرفتی و تعارف کردی که راحت باش و عجله نکن، حتی دقیقاً تعارف ت یادمه که چقدر یخ بود. بعد البته من عجله کردم. موتور گرفتم که زود بیام. موتور سواری واقعاً به من حال میده دیگه. عین سگ می ترسم ولی خب حال میده. هوا این قدر گرم بود که وقتی از اتوبوس بیرون اومدم فهمیدم چه کولر قوی داشته ولی خب موتور خنک کرد من رو. خوب رسیدم و تقریباً چار و پنج دیقه بود که رسیدم اون جا. بعد تو با اون قیافه با کلاس ت اومدی سلام کنی. چقدر پاپ. چقدر نرمال. بعد کلی راه رفتیم و کسشر گفتیم. راستش اون موقع هم از دیدم کسشر بود. بچه گونه بود. ولی خب روم نمیشد بگم. یعنی راستش بخوای هی به شوخی می گفتم ولی خب چون تو شوخی حالی ت نمیشه فکر می کردی دارم جدی میگم. فکر کنم این بار دوم از اون دوباری بود که تنها دیدمت. خوش نگذشت. نمی دونم چراش رو. راستش با تو هیچ وقت خوش نگذشت. یه جوری بود همه ش.
تقدیم به An Audience With The Pope از Elbow.


No comments:

Post a Comment